<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> !...یه روز خوبــــ ♥ـــ♥ـ میــاد </title>
<link>https://goldminer.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 15 Jul 2013 16:21:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>تبلیغات کلیکی</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/653</link>
<description></description>
<pubDate>Mon, 15 Jul 2013 16:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/653</guid>
</item>
<item>
<title>هر چه باشی دوست دارم ...</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/652</link>
<description>این شب زنده داری را دوست دارم من این پریشانی را دوست دارم بغض آسمان دلتنگی را دوست دارم گذشت و دلم عاشق شد ، بیشتر گذشت و دلم دیوانه ات شد من این دیوانگی را دوست دارم چه بگویم از دلم ، چه بگویم از این روزها ، هر چه بگویم ، این تکرار لحظه های با تو بودن را دوست دارم بی قرارم ، ساختم با دوری ات ، نشستم به انتظار آمدنت ، من این انتظارها و بی قراریها را دوست دارم چونکه تو را دارم ، چون به عشق تو بی قرارم، به عشق تو اینجا مثل یک پرنده ی گرفتارم به عشق تو نشسته</description>
<pubDate>Fri, 12 Jul 2013 06:50:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/652</guid>
</item>
<item>
<title>راهی شدن دست من نبود...</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/651</link>
<description>راهی شدن دست من نبود ........ آنقدر رسیده ام که دیگر مقصد را احساس نمی کنم تنها پی برده ام که هیچ وقت شروعی در کار نیست و از هر کجا ظهور کنی در میانه ای مثل آقتابی که کور کورانه ، هر روز تمام طول پنجره را طی می کند بی آنکه دستی از پشت پرده ، تکرار احمقانه اش را به رویش بیاورد من هم درست همین بودم سرگردان میان آغوش ها و ازدحام ها انگار قطاری در من جامانده یا خیابان ِ یتیمی را بر سر راهم گذاشته اند اینگونه بود که جهان با تمام ِ شیطنت هایش از کنارمان گذشت و</description>
<pubDate>Wed, 10 Jul 2013 12:50:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/651</guid>
</item>
<item>
<title>با عشق نوازشش کن...</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/650</link>
<description>دستش را بگیر با عشق نوازشش کن دعوتش کن به یک رقص بگذار با قدم ‌ هایی ‌ که به سویِ تو می ‌‌ آید از خودش دور شود . شاید نمی ‌‌ دانی ‌ آغوش یک مرد گاهی ‌ دنیایِ زنی ‌ را خراب می ‌‌ کند ! گاهی ‌ ، آباد دستش را بگیر... نوازشش کن دعوتش کن به یک رقص حواست باشد دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمی ‌‌ کند &quot; به مردی که زبانِ سکوت زن را بفهمد ، باید گفت خدا قوت &quot;</description>
<pubDate>Tue, 09 Jul 2013 20:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/650</guid>
</item>
<item>
<title>زنـבگے زیباستــ ـــ...!</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/649</link>
<description>زنـבگے زیباسـتـــ ..../ بــﮧ زیبایے چشمهاے پـُـفـ ڪرבه از هِق هِق هــآے شَبــآنـﮧ(!) بــﮧ زیبایے بغــض نَفَس گیـر روزانــﮧ... بــﮧ زیبایے قلبــِ تڪـﮧ تڪـﮧ شُده اَز شڪستنهاے بیشمـآر... بــﮧ زیبایے نفسے ڪــﮧ از تَنگے بالـا نمیایــَב!! بــﮧ زیبایے تمام شُـבטּ تـבریجے مـטּ ... آرے زنـבگے زیباستــ ـــ...! + یا باش یا برو... نمیخواهم از دور مراقبــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ م باشی از دور دوستـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــم بداری و من در</description>
<pubDate>Mon, 08 Jul 2013 08:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/649</guid>
</item>
<item>
<title>هوسـ هایـ شبــ جمعهـ نیستــ</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/648</link>
<description>آقا پسرا خوب بخونن ببین چی نوشتم: زن ، سینه ی برجسته نیست لب های قرمز موی مش کرده ابروی برداشته نیست زن لباس سفید ، شب با شکوه عروسی... بوی خوش قورمه سبزی من اینو خوندم حیفم اومد نذارم هوس شب های جمعه قرار تاریک کوچه ی پشتی توی یک ماشین نیست زن خونریزی ، کمردرد ماهیانه ، پوکی استخوان ، ضعیفه ی پا به ماه حالت تهوع ، استفراغ ، دردهای کشنده ی زایمان ، مادر بچه ها نیست زن عصای روز پیری ، پرستار وقت مریضی ، رفیق پای منقل ، مزه بیار عرق شب نشینی های دوستانه نیست</description>
<pubDate>Sun, 07 Jul 2013 09:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/648</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;بسه دیگه نمی کشم&quot; </title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/647</link>
<description>توی دنیات گاهی اوقات آدما به جایی می رسن که دلشون می خواد داد بزنن و بگن &quot;بسه دیگه نمی کشم&quot; میدونی من به اونجا رسیدم صدای خورد شدنم رو حس می کنم اما عرضه ی فریــــــــــــــــــــــــــــــاد زدن ندارم شاید اگه داد بزنم سریع بیای ولی مثل آدمی شدم که می خواد داد بزنه و انگار یکی جلو دهنش رو گرفته واست نوشتم چون نتونستم داد بزنم حس بدی دارم تنهایی شکستن با وجود اینکه بدونی چند نفر دوست دارن خیلی بده اینکه فقط به خاطر اونا تحمل کنی و بازم مثل همیشه در جواب</description>
<pubDate>Sat, 06 Jul 2013 10:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/647</guid>
</item>
<item>
<title>دنــیـای تنـهاییمـ...</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/646</link>
<description>دلگـــیرمـ از تمـــامـ شمـــا شمـــایــی کــه ندانستــــهـ چــه بـــی رحمـــانه بـــه مســـلخ مـــیبرید... نجــــابتـــ و پـــاکـــی را از اویــی کـــه چــــه نــاجـــوانمـــردانـــه بـــه حـــراج میگـــذارد انســـانیتــــ یکـــ زن را و مــــن مجـــرمــمـ جـــرممـ آزادیـ ستـــ بـــه دار مکـــافــاتـــ آویزانمـ بـــه جـــرمـ اینکـــه نخـــواستمـ احـــساسمـ را تســلیمـ کــنمـ بـــه کــسی کـــه لایقـــش نبـــود تمــامـ کـــسانـــی را کــه حتـــی ذرهـ ای بــه</description>
<pubDate>Fri, 05 Jul 2013 10:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/646</guid>
</item>
<item>
<title>همه ی اينها بهانه است...</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/644</link>
<description>باران که مي بارد يکي بايد باشد که به تو زنگ بزند و بگويد چترت را برده اي؟ يکي که نگرانت باشد حتي نگران اينکه زير باران به اين لطيفي خيس شوي... باران که مي بارد يکي بايد باشد که دست بکشد توي سرت و آب ها را کنار بزند پابلندي کند و به هواي اينکه مي خواهد موهايت را خشک کند خودش را بچسباند به تو و اين جسارت را به تو بدهد که قبل از يک چاي داغ داغي لب او را حس کني اما چند وقتيست که باران دارد مي بارد و کسي به من نگفته چترت را برده اي؟ و کسي نبوده که دست بکشد توي</description>
<pubDate>Thu, 04 Jul 2013 09:03:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/644</guid>
</item>
<item>
<title>برای بوسيـدنش...</title>
<link>https://goldminer.blogfa.com/post/643</link>
<description>هميشه بـايد کسـی باشد کـــه معني سه نقطه‌های انتهای جمله‌هايت را بفهمد... هميشه بـايد کسـی باشد... تا بغض‌ هايت را قبل از لرزيدن چانه‌ات بفهمد... بايد کسی باشد... کـــه وقتي صدایت لرزيد بفهمد... کـــه اگر سکوت کردی ، بفهمد... کسی بـاشد... کـــه اگر بهانه گيـر شدی بفهمد... کسی بـاشد... کـــه اگر سر درد را بهانه آوردی براي رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتياج داری... بفهمد کـــه درد داری کـــه زندگی درد دارد بفهمد کـــه دلت برای چيزهای کوچکش تنگ شده است</description>
<pubDate>Sat, 29 Jun 2013 20:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>goldminer</dc:creator>
<guid>goldminer.blogfa.com/post/643</guid>
</item>
</channel>
</rss>
